به گزارش شهرآرانیوز؛ دکتر علیرضا قیامتی، شاهنامه پژوه، محقق و استاد دانشگاه فردوسی مشهد، با اشاره به ظرفیتهای گسترده شاهنامه برای بازنمایی در عرصههای مختلف هنری گفت: شاهنامه تنها یک اثر ادبی و اسطورهای نیست، بلکه گنجینهای بی پایان برای هنرهای نمایشی، تجسمی و موسیقایی محسوب میشود. هیچ اثری به اندازه شاهنامه نمیتواند ظرفیتهای هنری را به واقع پاسخگو باشد.
شاهنامه در حوزههای نمایشنامه نویسی، فیلم نامه نویسی، داستان گویی، خوش نویسی و موسیقی، ظرفیتهای ویژهای دارد. تا زمانی که آثار ادبی و شاهکارهای ادبی ما به زبان هنر آراسته نشوند، نمیتوانند پویایی، جاودانگی و گستردگی خود را در میان مردم و جهانیان نشان دهند. برای اینکه شاهنامه را به نسل امروز، نسل آینده و جهانیان معرفی کنیم، باید آن را با زبان هنر و زبان روز همراه کنیم.
وی با انتقاد از کم کاری در زمینه تولید آثار تصویری درباره شاهنامه بیان کرد: هنوز نتوانستهایم یک فیلم سینمایی فاخر درباره شاهنامه تولید کنیم. در هفتاد تا هشتاد سالی که سینما در کشور ما رونق گرفته، حتی یک فیلم سینمایی درخور درباره شاهنامه ساخته نشده است. هنوز سریالی از شاهنامه در صداوسیما ساخته نشده است و هنرمندان و کارگردانان ما نتوانستهاند یک اثر ویژه و ماندگار از این حماسه خلق کنند. این موضوع به گمان من، یک نقطه ضعف بسیار بزرگ است و باید مورد توجه قرار گیرد.
قیامتی با اشاره به تجربه کشورهای فارسی زبان در زمینه بازآفرینی شاهنامه گفت: در کشورهم تبار و هم زبان ما، تاجیکستان، دهها فیلم سینمایی و سریال شاهنامهای و صدها نمایش و تئاتر با موضوع شاهنامه تولید شده است؛ اما ما در این زمینه غفلت کردهایم، در حالی که شاهنامه میتواند در سطح ملی و بین المللی، ظرفیتهای فرهنگی و هنری ایران را به نمایش بگذارد.
این شاهنامه پژوه با اشاره به اهمیت اسطورهها در صنایع فرهنگی جهان اظهار کرد: کشورهای مختلف به اسطورههای خود اهمیت میدهند و آنها را با زبان هنر به جهانیان معرفی میکنند. هند میلیونها دلار برای اسطورههای خود هزینه میکند و آثاری، چون «مهابهاراتا» و «رامایانا» را از طریق صنعت بالیوود به جهان صادر میکند.
کره جنوبی حماسه «گوگوریو» را به فیلم و سریالی جهانی تبدیل کرده و آن را به کشورهای مختلف فروخته است. این در حالی است که شاهنامه، به عنوان یکی از بزرگترین و برترین حماسههای جهان، هنوز از چنین جایگاهی در تولیدات سینمایی و تلویزیونی ما برخوردار نیست.
ناشناخته ماندن شخصیتهای شاهنامه در میان عموم مردم دیگر دغدغه این شاهنامه پژوه مشهدی است که در این باره گفت: امروز زن و مرد، پیر و جوان و باسواد و بی سواد، جومونگ و بسیاری از شخصیتهای حماسههای خارجی را میشناسند؛ اما بسیاری از مردم با شخصیتهایی مانند رستم، گودرز، رودابه، فرنگیس و سیندخت و … آشنایی کافی ندارند. مردم ما شخصیت هایی، چون لین چان و کائوچو را از حماسه چینی لیان شان پو میشناسند، اما شخصیتهای مهم شاهنامه برای بخش بزرگی از جامعه ناشناخته ماندهاند.
قیامتی بر ضرورت همکاری میان شاهنامه پژوهان، هنرمندان، فیلم سازان و نهادهای فرهنگی تأکید کرد و افزود: برای معرفی شاهنامه به نسل امروز و جهان، به همگرایی میان نخبگان علمی و هنری نیاز داریم. باید این اثر را از قالبهای محدود خارج کنیم و با استفاده از سینما، پویانمایی، تئاتر، موسیقی و دیگر هنرها، ظرفیتهای آن را به مخاطبان عرضه کنیم.
این هنرمند با اشاره به دیدگاه صاحب نظران عرصه هنر، بر ظرفیت بی نظیر شاهنامه برای ساخت فیلم نامه و نمایشنامه تأکید کرد و گفت: این تنها برداشت من نیست؛ استادان بزرگ فیلم نامه نویسی و نمایشنامه نویسی جهان و ایران، از جمله استاد بهرام بیضایی، بر این باورند که شاهنامه مستعدترین و بزرگترین متن برای اقتباس در قالبهای دراماتیک است.
فردوسی در سرایش داستانها به کوچکترین جزئیات، از دیالوگها گرفته تا صحنه پردازی، نورپردازی و حتی افکتهای صوتی، توجه ویژهای داشته است؛ در واقع شاهنامه تمام عناصر یک فیلم نامه حرفهای را در خود جای داده است، اما متأسفانه ما هنوز از این ظرفیت برای تولید آثار سینمایی بهره نبردهایم.
این شاهنامه پژوه به حوزه موسیقی پرداخت و با ذکر نامهای برجستهای، چون چکناواریان، بهروز غریب پور و شهرام ناظری، توضیح داد: با وجود تلاشهای این بزرگان، موسیقی فاخر ما هنوز آن چنان که باید با شاهنامه گره نخورده است. وقتی یک اثر هنری به زبان موسیقی درآید، فراگیر میشود. شما ببینید وقتی استاد شجریان غزلیات حافظ را میخواند، این اشعار بیش از صدها تحقیق و پژوهش دانشگاهی، میان مردم و نسلهای مختلف نفوذ پیدا میکند. ما نیاز داریم شاهنامه با همین قدرت به زبان موسیقی آراسته شود.
دکتر قیامتی با ابراز نگرانی از الگوگیری جوانان و کودکان ایرانی از شخصیتهای حماسی بیگانه، بیان کرد: چرا باید قهرمانان غربی یا شرقی برای فرزندان ما الگو باشند؟ دلیل آن ساده است، ما الگو سازی نکردیم. چرا نباید قهرمانانی، چون رستم، رودابه یا گردآفرید را در قالب پویانمایی (انیمیشن) یا بازیهای رایانهای به نسل امروز معرفی کنیم؟
امروز که تب میهن گرایی و شاهنامه دوستی در میان مردم، به ویژه در نمادهای هویتی ایران، بالا گرفته است، نهادهای فرهنگی و نخبگان باید از این فرصت طلایی استفاده کنند. شاهنامه بیشترین ظرفیت را برای بازی سازی دارد، اما این کار نیازمند حمایت و همتی است که متأسفانه تاکنون از سوی نهادهای رسمی شاهد آن نبودهایم.
اهمیت دیپلماسی فرهنگی با کشورهای هم تبار دیگر مطالبه این شاهنامه پژوه است و به گفته او، مردمان تاجیکستان، افغانستان و ازبکستان (سمرقند و بخارا) نگاهی مادرانه به ایران دارند. ما باید با راه اندازی جشنوارههای بین المللی شاهنامه خوانی و نقالی، با این کشورها همگرایی ایجاد کنیم.
اکنون که نیاز به پیوستگی ملی با نام ایران بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، شاهنامه تنها ریسمانی است که میتواند ما را به هم پیوند دهد. این امر نیازمند یک پویش جدی و همراهی میان نخبگان فرهنگی و نهادهای دولتی است تا بتوانیم آثار ویژهای نه تنها برای ایرانیان، بلکه برای جهانیان پدید آوریم.
دکتر قیامتی بر اهمیت بهره گیری از ظرفیت کشورهای هم تبار تأکید کرد و گفت: ما میتوانیم با راه اندازی پروژههای مشترک، از ساخت فیلمهای سینمایی گرفته تا تولید قطعات موسیقی فاخر، پیوندهای فرهنگی خود را با این کشورها مستحکمتر کنیم. چه اشکالی دارد که هنرمندان برجسته ایرانی با خوانندگان و هنرمندان تاجیک یا افغانستانی، یک اثر حماسی مشترک خلق کنند؟ این دست همکاری ها، نه تنها ظرفیتهای هنری شاهنامه را به عرصه بین المللی میکشاند، بلکه به تقویت هم بستگی فرهنگی در منطقه منجر خواهد شد.
این استاد دانشگاه با انتقاد از کم توجهی به ظرفیتهای بصری شاهنامه اظهار کرد: در حالی که متون دیگر مانند دیوان حافظ، سعدی و خیام به خوبی وارد عرصه خوش نویسی شدهاند، شاهنامه همچنان در این حوزه غریب مانده است. البته در مشهد طی دو سال گذشته، جشنواره شکوه شاهنامه در حوزه خوش نویسی برگزار شده که گامی مثبت است، اما این کافی نیست. ما در عرصه خوش نویسی به شاهنامه بدهکاریم. در سایر هنرهای تجسمی مانند نقاشی، نگارگری و عکاسی نیز وضع به همین منوال است و ظرفیتهای نهفته شاهنامه نیازمند نگاهی نو و هنرمندانه است.
دکتر قیامتی با تأکید بر لزوم عبور از فعالیتهای فردی و حرکت به سمت یک بسیج عمومی فرهنگی، تصریح کرد: به عنوان کسی که در عرصه پژوهش شاهنامه فعال هستم، میگویم که کار فردی بدون امکانات کافی، راه به جایی نمیبرد. ما نیازمند یک پویش ملی هستیم که نهادهای رسمی دولتی و نخبگان فرهنگی را بسیج کند.
امروز تب میهن گرایی و شاهنامه دوستی در میان مردم، به ویژه در میان کودکان و نوجوانان، موج میزند و نمادهای هویتی ایران بیش از هر زمان دیگری در حال بازگشت به زندگی روزمره مردم است. این بهترین فرصت برای نخبگان و نهادهای فرهنگی است تا با همراهی یکدیگر، شاهنامه را نه تنها برای ایرانیان، بلکه برای جهانیان به شایستگی معرفی کنند.